.bmp)
درآمد
چه آرزوها که داشتم من و دیگر ندارم
چه ها که می بینم و باور ندارم
چه ها ،چه ها ، چه ها ، که می بینم و باور ندارم
مویه
حذر نجویم از هر چه مرا برسرآيد
گو در آيد ، درآيد
که بگذر ندارد و من هم که بگذر ندارم
برگشت
به فرود اگرچه باور ندارم که یاور ندارم
چه آرزوها که داشتم من و دیگر ندارم
مخالف
سپیده سر زد و من خوابم نبرده باز
نه خوابم که سیر ستاره و مهتابم نبرده باز
چه آرزوها که داشتیم و دگر نداریم
خبر نداریم
خوشا کزین بستر دیگر ، سر بر نداریم
برگشت
در این غم ، چون شمع ماتم
عجب که از گریه آبم نبرده باز
چه ها چه ها چه ها که می بینم و باور ندارم
چه آرزوها که داشتم من و دیگر ندارم
"مهدي اخوان ثالث"
برگرفته ازكتاب: آخر شاهنامه

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر