۱۳۸۷ آبان ۱۲, یکشنبه

چه آرزوها...


درآمد

چه آرزوها که داشتم من و دیگر ندارم

چه ها که می بینم و باور ندارم
چه ها ،‌چه ها ، چه ها ، که می بینم و باور ندارم

مویه

حذر نجویم از هر چه مرا برسرآيد
گو در آيد ، درآيد
که بگذر ندارد و من هم که بگذر ندارم

برگشت

به فرود اگرچه باور ندارم که یاور ندارم
چه آرزوها که داشتم من و دیگر ندارم


مخالف

سپیده سر زد و من خوابم نبرده باز
نه خوابم که سیر ستاره و مهتابم نبرده باز
چه آرزوها که داشتیم و دگر نداریم
خبر نداریم
خوشا کزین بستر دیگر ، سر بر نداریم


برگشت

در این غم ، چون شمع ماتم
عجب که از گریه آبم نبرده باز
چه ها چه ها چه ها که می بینم و باور ندارم
چه آرزوها که داشتم من و دیگر ندارم
"مهدي اخوان ثالث"
برگرفته ازكتاب: آخر شاهنامه

هیچ نظری موجود نیست: